معرفي حضرت مهدي(ع)
|
نام |
محمد |
|
القاب |
مهدي؛بقية اللّه؛صاحب الزّمان؛ صاحب الامر؛ ولي عصر؛قائم و... |
|
كنيه |
اباصالح؛ابوالقاسم |
|
نام پدر |
حضرت حسن عسكري(ع) |
|
نام مادر |
نرجس(نرگس) |
|
تاريخ تولد |
15 شعبان،سال 255 ه.ق.(سحرگاه روزجمعه) ولادت حضرت امام زمان(ع) مانند ولادت حضرت موسي(ع) كه مخفي بود تا دست دشمنان خداكه دركمين به دنيا آمدنش بودند،ازوي كوتاه شود. |
|
محل تولد |
شهر سامراء |
|
آغاز امامت |
9ربيع الاول سال 260 ه.ق. |
|
زمان ظهور |
هرگاه خداوند متعال اراده نمايد. |
1. لزوم شناخت امام
شناخت امام زمان هرعصري برمسلمانان آن زمان واجب است.
امام صادق (ع)فرمودند:
لايَقْبَلُ اللّهُ مِنَ الْعِبادِ عَمَلاً اِلّا بِمَعْرِفَتِنا.[1]
خداوند ازبندگان هيچ عملي را نمي پذيرد مگرآنكه همراه با معرفت نسبت به ما(امامان)باشد.
بديهي است اين شناخت،مقدمۀ ارتباط معنوي و عاطفي است.زيرا باعث رهيابي به سوي ولي خدا مي شود كه نتيجه قطعي آن يافتن مسير حق و حركت در آن مسير مي باشد.
2. اصالت مهدويت
مسأله مهدويت دراسلام اصالت دارد.ريشه و اصل اين عقيده در قرآن و احاديث موجوداست،ولذا بنيان اين عقيده ازصدر اسلام آغاز وبنانهاده شده است و به وسيله شخص پيامبر اكرم(ص) وائمه طاهرين(ع) اين اعتقادتبليغ و گسترش يافته است:
v .حضرت مهدي(ع)در قرآن
وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لِيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْارضِ...[2]
خدا وعده مي دهد به كساني از شماكه ايمان آورده اندو كارهاي نيك انجام مي دهند تا آنان را در زمين به خلافت برساند...
v حضرت مهدي(ع)در حديث
پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
سوگند به آنكس كه مرا بشارت دهنده اي راستين قرارداد، اگراز عمر جهان يك روز بيش نماند،خداوند همان يك روز رابس طولاني ودراز مي كند تا فرزندم مهدي خروج كند.پس از خروج او عيسي،روح اللّه فرودآيدو پشت سروي نماز گزارد.آنگاه زمين بافروغ پروردگار خويش روشن شود.و حكومت مهدي به شرق وغرب گيتي برسد.[3]
v حضرت مهدي(ع) دركتب
كتابها ورساله هاي فراواني در اين موضوع ازطرف دانشمندان اسلامي در اعتقاد به اين اصل نشر وچاپ شده است، كه خود نشان دهندۀ اصالت و عمق اين اعتقاد مي باشد.
v حضرت مهدي (ع) واعترافات ديگران
بيش از 117 نفر از علماي اهل سنت و شمار زيادي ازتاريخ نويسان اعتراف به وجود حضرت مهدي(ع) دارند از جمله ابن ابي الحديد مي گويد:
عمر دنيا و احكام و تكاليف پايان نمي پذيرد مگرپس از ظهور مهدي.
3.بشارت به ظهور حضرت مهدي(ع)
ظهور وقيام حضرت مهدي(ع) را حتي انبياء پيشين نيز در كتب خود اشاره كرده اند. مانند حضرت داوود(ع) و ضرت عيسي(ع) و...
واكنون اين اشارت را مي توان دركتب دانيال يامبر-زبور داوودنبي- انجيل برنابا،انيل متي و... مشاهده نمود.
4.فائده امام غائب
v طبق عقائد اسلامي وجود امام و حجت درهرزماني در روي زمين لازم است چه ظاهردرميان مردم باشدوچه پنهان.به عبارت ديگر ظاهربودن يا غائب بودن آن امام لازم نيست، بلكه وجوداو الزامي است.حضرت امير(ع)در نهج البلاغه مي فرمايند:
زمين از پيشواي قائمي كه براي نگهداري حجت الهي به پا خيزدهيچ گاه خالي نمي ماند چه آشكاروشناخته شده باشدوچه ناشناخته.[وجود]اين پيشوا براي آن لازم است كه برهانها وحجتهاي روشن خدانابود نگردد.[4]
v بهره گيري از حضرت مهدي(ع) در دوران غيبت مانند استفاده از خورشيد پس ابرمي باشد.حضرت مهدي(ع) درتوقيعي مي فرمايند:
اما چگونگي بهره ورين از من در دوران غيبت مانند بهره وري از آفتاب است،هنگامي كه درپس ابرهاازديده هانهان باشد.به درستي من مايۀامان مردم ازخشم خداومندم.[5]
v ايمان به مهدي(ع) وانتظار فرج وظهورامام غائب مايۀ اميدواري وآرام بخش دلهاي محرومان است.
حضرت مهدي(ع)دردوران غيبت نيز براي حل وفصل امورضروري مسلمين تاسرحدقدرت كوشش مي كنندو اين نكته منافاتي باغيبت حضرتش ندارد.مي توان گمان داشت،برخي ازرسيدگيها كه بطورمستقيم باغيبت ايشان مناسبت ندارد،صورت نمي پذيرد.
5.طول عمر حضرت مهدي(ع)
واضح است كه امام زمان به علت غيبت طولاني شان ازعمري بلند برخوردارخواهندبود، امام سجاد(ع) مي فرمايند:
في الْقائِمِ سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ وَهُوَ طُولُ الْعُمْرِ.[6]
سنتي نيزاز نوح به[حضرت] قائم(ع) رسيده است و آن طول عمراست.
اين مسأله دست آويز بسيار مهمي نزد كوردلان خرده گير بوده است وبارها مسأله طول عمر را باعناوين مختلف مورداشكال قرار داده اند.پاسخ اينكه:
اولاً
آنچه درانسان زنده اصالت دارد،زيستن است نه مردن هيچ دليل عقلي براين مسأله نداريم كه بتواند اثبات نمايدكه زندگي انسان محدود به زماني خاص است.بلكه براساس عقل وعلم تا وقتي كه عوامل حياتي درانسان وجودداشته باشد،زندگي طولاني براي اوامري بسيار عادي وطبيعي است.
ثانياً
بررسي آراءو عقايد دانشمندان اثبات مي كند كه هيچ كدام از آنها منكرطول عمر نيستند.بلكه بسياري از آنها خودهمواره به دنبال كشف چاره اي براي ادامۀ حيات انسان بوده اند،پس اين مسأله را كاملاً امكان پذير مي دانند.بر اساس نظرات ايشان هركه نكات بهداشتي و بهزيستي را بطور كامل به كار ببندد، ساليان دراز شاداب خواهند ماندوپيري دراوراه پيدا نخواهد كردچه مانعي دارد كه حضرت مهدي(ع) كه آگاهترين فردنسبت به علوم طبيعي و غيرطبيعي است،ساليان دراز به امر الهي سالم به سربرد.
ثالثاً
تاريخ افراد بسياري رانشان مي دهدكه ساليان درازي در جهان به زندگي پرداخته اند كه خوداين مسأله نشانۀ امكان پذيربودن طول عمربراي ضرت مهدي(ع) است وبنابراين طول عمرحضرتش امري نيست كه خارج از قدرت لايزال الهي وبرون ازمرزتوانائي اوباشدواين مسأله به هيچ وجه نمي تواند دليل قابل قبولي در انكار وجودان حضرت(ع)قرارگيرد.
رابعاً
تفكر ديني مرگ رابه امرخدا مي داند.برخداوند متعال آسان وساده است كه عمرولّي خودرا باقدرت بيكراني كه دارد طولاني سازدچنانكه عمرپيامبران پيشين راطولاني نمود.به عنوان مثال قرآن زمان تبليغ حضرت نوح(ع) را 950 سال عنوان نموده است.[7]
6.انتظار
تاريخ نشان مي دهدكه انتظار قيام حضرت مهدي(ع) بس حماسه ساز، شكوهمندوانسان سازبوده است.مسلماني كه انتظار عدل جهاني حكومت حضرت مهدي وازبين رفتن ظلم رامي كشد،نمي تواندظالم باشديا زير بارظلم رود؛مسلماني كه انتظار حكوتي را مي كشد كه درآن شرك و نفاق از بين رفته تقوي جايگزين گرديده باشد،نمي تواند شرك ونفاق راپيشه خودسازد؛ مسلماني كه طعم بزرگواري وجوانمردي خاندان عصمت حضرت مهدي(ع) رل چشيده باشدومنتظر حكومت آن بزرگوار باشد،نمي تواند با اعمال زشت خودآن حضرت را از خود دلگير نمايدوبه خاطر همين خصوصيات است كه منتظر در روايات ما ازمقامي بس والا وارزشمندبرخوردار است.امام صادق(ع) به نقل ازپيامبراكرم مي فرمايند:
اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتي اِنْتِظارُ الْفَرَجِ[8]
بالاترين اعمال امت من انتظار فرج است.
ومقام منتظران رادر سطح مقام شهيداني ذكر كرده اند كه درراه خدا برخون مي غلطيده اند.
امام صادق(ع) مي فرمايند:
اَلْمُنْتَظِرُ لِاَمْرِنا كَالْمُتَحَشِّطِ بِِدَمِهِ في سَبيلِ اللّهِ.[9]
هرآنكس كه انتظار امرما[ظهورحضرت مهدي]را بكشد،مانند كسي است كه درراه خدا به خون خودغلطيده باشد.
درروايات ديگري مي فرمايند:
هُوَكَمَنْ كانَ مَعَ رَسُولِ اللّه.[10]
او[منتظرامام زمان(ع)] مانندكسي است كه دركنارپيامبرخدا(ص) بوده است.
پس بايد انتظلر كشيد،بايدحركت كردوبايد دراين حركت ايستادگي نمود،بايد كوشش نمودوجديت به خرج دادكه انتظار برمؤمنين منتظر،بس گواراست.
امام صادق(ع) فرمودند:
فَجِدّواوَ انْتَظِروُا هَنيئاً اَيَّتُهَا الْعِصابَةُ الْمَرْحوُمَةُ.[11]
پس بكوشيد وانتظار كشيد كه اين انتظار گوارايتان باد اي گروه رحمت شده!
7.زمان ظهور حضرت مهدي(ع)
براساس آنچه كه از روايات به ما رسيده است،زمان ظهورحضرت مهدي(ع) برهيچ كس روشن نيست وكسي غير از خداوند متعال اززمان ظهور آن حضرت آگاه نيست.ازامام باقر(ع) پيرامون وقت ظهور حضرت(ع) سؤال گرديد.آن حضرت سه بارفرمودند:
كَذَّبَ الْوَقّاتُونَ.
آن كس كه[براي ظهور حضرت مهدي] وقتي تعيين نمايد،دروغ مي گويد.
بنابراين ازديدگاه روايات شيعه وقت دقيق قيام واضح نيست.وظهور حضرت مهدي ناگهاني خواهدبود.پيامبراكرم فرمودند:
اِنَّ مَثَلَهُ كَمَثَلِ السّاعَةِ ثَقُلَتْ ما فِي السَّمواتِ وَ الْارضِ لايَأْتيكُمْ الّا بَغْتَةً.[12]
مثل رستاخيز هدي مثل قيامت ماست كه شمارا ناگهاني دربرميگيرد وجزخداكسي آن را آشكارنمي سازد.
سؤالي كه دراينجا ممكن است ذهن مارا ربه خود مشغول سازد،اين نكته است كه مي دانيم درروايات اسلامي براي ظهورحضرت علاماتي پيش بيني شده است، مانند آنكه گفته اند:ظلم درجهان زياد ميشود ويا آن حضرت درروز جمعه ظهور ميكنند،وايشان دراولين روزماه مبارك رمضان ظهورميكنندو...
باوجودچنين علامتهائي براي ظهور، ديگرظهور بطور ناگهاني نخواهدبود.بايك محاسبۀ ساده مي توان حساب نمودكه تاچندسال ديگر روزجمعه به اول ماه مبارك رمضان مي افتدوتا آن وقت بدون دغدغۀ خاطر وبه اصطلاح با خيال راحت ازاينكه حضرت ظهورنخواهدنمود، عمرراسپري كرد.چنين انديشه اي باطل مي باشد.درپاسخ مسئله فوق بايدگفت: نكتۀ جالب توجه اينكه تمام علاماتي كه درروايات به عنوان علامت ظهور ذكر شده است، حتي اگرازآن علامت به«حتمي» تعبير شده باشدامكان دارد خداي بزرگ براثر عواملي چند،وقوع آن علامت ومقدّرات مربوط به آن را تغييردهد وچه بسا بسياري از آنها اتفاق نيفتد وحضرت مهدي(ع) ظهور كند.بنابراين در مسئلۀ ناگهاني بودن ظهور هيچ تغييري حاصل نمي گردد.از اين مسأله به سه نكتۀ اساسي پي ميبريم:
1. براي هنگام ظخورساعت خاصي مشخص نگرديده است واين مسأله گاهي مبتني براعمال مردم است.چه بسا يك عمل نيك ما سالها ظهورحضرت مهدي(ع) رانزديك گرداند وچه بسا اعمال زشت ما وانحراف مااز طريق هدايت،آن هنگام رابه زمانهاي دوربرد.
2. باتوجه به غير حتمي بودن علائم ظهور شبهاتي نظير اينكه اگر ظهور حضرت مهدي(ع) رابخواهي بايدظلم رادر جهان زيادكني و.. جائي نخواهدداشت.زيرا برخلاف شبهه فوق وبراساس نكتۀ اول اگركسي دست به ظلم بزندويا ستم رادر جهان فزوني بخشد كاري به جز عقت انداختن ظهور آن حضرت نكرده است.
3. آنچنانكه بيان شد ظهورآن حضرت(ع) باوجود زمينه هايي چند كه در اين نوشتاربيان گرديده است تنها به ارادۀ خداوند متعال بستگي داردو ازاينجا اهميت دعا در ظهور ان حضرت روشن مي گردد.
[1] مكيال المكارم، ج1، ص7.
[2] سورۀ نور، آيۀ 55.
[3] كمال الدين، ج1، ص280.
[4] نهج البلاغه، ج6، حكمت139.
[5] كمال الدين ، ج2،ص485
[6] كمال الدين، ج2، ص524.
[7] سورۀ عنكبوت،آيۀ14
[8] كمال الدين،ج2، ص644.
[9] كمال الدين،ج2،ص645.
[10] منتخب الاثر، فصل 10، باب 2، ص498.
[11] منتخب الاثر،فصل 10، باب2، ص498.
[12] منتخب الاثر ، فصل 1،باب1، ص30.
